close
تبلیغات در اینترنت

باشگاه مدرن دانلود | پورتال جامع شامل پایان نامه،پروژه،مقاله،نمونه سوال ،جروات درسی ،کتاب

باشگاه مدرن دانلود باشگاه مدرن دانلود باشگاه مدرن دانلود

آخرین مطالب وب سایت ما

برترین مطالب وب سایت ما

باشگاه مدرن دانلود باشگاه مدرن دانلود باشگاه مدرن دانلود
    سایت رسمی عرضه کننده محصولات میلاد

زندگينامه عطار نيشابوري

زندگینامه عطار نیشابوری

 


فريدالدين ابو حامد محمد بن ابوبكر ابراهيم بن اسحاق عطار نيشابوري، يكي از شعرا و عارفان نام آور ايران در اواخر قرن ششم و اويل قرن هفتم هجري قمري است. بنا بر آنچه كه تاريخ نويسان گفته اند بعضي از آنها سال ولادت او را 513 و بعضي سال ولادتش را 537 هجري.ق، مي دانند. او در قريه كدكن يا شادياخ كه در آن زمان از توابع شهر نيشابور بوده به دنيا آمد. از دوران كودكي او اطلاعي در دست نيست جز اينكه پدرش در شهر شادياخ به شغل عطاري كه همان دارو فروشي بود مشغول بوده كه بسيار هم در اين كار ماهر بود و بعد از وفات پدر، فريدالدين كار پدر را ادامه مي دهد و به شغل عطاري مشغول مي شود. او در اين هنگام نيز طبابت مي كرده و اطلاعي در دست نمي باشد كه نزد چه كسي طبابت را فرا گرفته، او به شغل عطاري و طبابت مشغول بوده تا زماني كه آن انقلاب روحي در وي به وجود آمد و در اين مورد داستانهاي مختلفي بيان شده كه معروفترين آن اين است كه:

 a

07 / 03 / 1392
  • نظرات
  • ادامه مطلب

    اشعار زیبای جامی

    اشعار جامی,اشعار زیبای جامی

    نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال 817 هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد . وی بعدها همراه پدرش به سمرقند وهرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت . سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد . او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وربر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خاص داشت . او در محرم 898 هجری قمری وفات یافت و در هرات با احترام فراوان به خاک سپرده شد . از جامی بیش از چهل اثر و تألیف سودمند و گرانبها به جای مانده است . معروفترین آثار او عبارت از هفت مثنوی به نام هفت اورنگ است .

    الهی غنچهٔ امید بگشای!
    گلی از روضهٔ جاوید بنمای
    بخندان از لب آن غنچه باغم!
    وزین گل عطرپرور کن دماغم!
    درین محنت‌سرای بی مواسا
    به نعمت‌های خویش‌ام کن شناسا!
    ضمیرم را سپاس اندیشه گردان!
    زبانم را ستایش‌پیشه گردان!
    ز تقویم خرد بهروزی‌ام بخش!
    بر اقلیم سخن فیروزی‌ام بخش!
    دلی دادی ز گوهر گنج بر گنج
    ز گنج دل زبان را کن گهر سنج!
    گشادی نافهٔ طبع مرا ناف
    معطر کن ز مشکم قاف تا قاف!
    ز شعرم خامه را شکرزبان کن!
    ز عطرم نامه را عنبرفشان کن!
    سخن را خود سرانجامی نمانده‌ست
    وز آن نامه بجز نامی نمانده‌ست
    درین خم‌خانهٔ شیرین‌فسانه
    نمی‌یابم نوایی ز آن ترانه
    حریفان باده‌ها خوردند و رفتند
    تهی‌خم‌ها رها کردند و رفتند
    نبینم پختهٔ این بزم، خامی
    که باشد بر کف‌اش ز آن باده، جامی
    بیا ساقی رها کن شرمساری!
    ز صاف و درد پیش آر آنچه داری

    اشعار زیبای جامی

     

    01 / 03 / 1392
  • نظرات
  • ادامه مطلب

    رباعیات زیبای عمر خیام

    اشعار زیبای خیام, رباعیات زیبای عمر خیام

     آن قصر که بهرام درو جام گرفت
    آهو بچه کرد و رو به آرام رفت
    بهرام که گور می گرفتی همه عمر
    ديدی که چگونه گور بهرام گرفت؟
    ********رباعیات خیام********
    هر ذره که بر روی زمینی بوده است
    خورشید رخی زهره جبینی بوده است
    گـرد از رخ آستین بـه آزرم افشان
    کـان هم رخ خوب نازنینی بـوده است
    ********رباعیات خیام********
    امروز که نوبت جوانی من است
    می نوشم از آن که کامرانی من است
    عیبم نکنيد گرچه تلخ است خوش است
    تلخ است از آن که زندگانی من است



    26 / 02 / 1392
  • نظرات
  • ادامه مطلب

     

    اشعار زیباو خواندنی رودکی

    اشعار رودکی, قصاید رودکی

      بوی جوی مولیان آید همی
     

    بوی جوی مولیان آید همی

    یاد یار مهربان آید همی

    ریگ آموی و درشتی راه او

    زیر پایم پرنیان آید همی

    آب جیحون از نشاط روی دوست

    خنگ ما را تا میان آید همی

    ای بخارا! شاد باش و دیر زی

    میر زی تو شادمان آید همی

    میر ماه است و بخارا آسمان

    ماه سوی آسمان آید همی

    میر سرو است و بخارا بوستان

    سرو سوی بوستان آید همی

    آفرین و مدح سود آید همی

    گر به گنج اندر زیان آید همی

    a

    25 / 02 / 1392
  • نظرات
  • ادامه مطلب

    اشعاری زیبا از مهدي اخوان ثالث

     

    شعرهای زیبا, اشعار مهدي اخوان ثالث

    #اندوه#
    نه چراغ چشم گرگي پير
    نه نفسهاي غريب كارواني خسته و گمراه
    مانده دشت بيكران خلوت و خاموش
    زير باراني كه ساعتهاست مي بارد
    در شب ديوانه ي غمگين
    كه چو دشت او هم دل افسرده اي دارد
    در شب ديوانه ي غمگين
    مانده دشت بيكران در زير باران ، آهن ، ساعتهاست
    همچنان مي بارد اين ابر سياه ساكت دلگير
    نه صداي پاي اسب رهزني تنها
    نه صفير باد ولگردي
    نه چراغ چشم گرگي پير
    لحظه ي ديدار نزديك است
    باز من ديوانه ام، مستم
    باز مي لرزد، دلم، دستم
    باز گويي در جهان ديگري هستم
    هاي! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ
    هاي، نپريشي صفاي زلفكم را، دست
    و آبرويم را نريزي، دل
    اي نخورده مست
    لحظه‌ي ديدار نزديك است 

    اشعار مهدي اخوان ثالث, شعر های اخوان ثالث

    #چون سبوي تشنه...#
    از تهي سرشار
    جويبار لحظه ها جاري ست
    چون سبوي تشنه كاندر خواب بيند آب ، واندر آب بيند سنگ
    دوستان و دشمنان را مي شناسم من
    زندگي را دوست مي دارم
    مرگ را دشمن
    واي ، اما با كه بايد گفت اين ؟ من دوستي دارم
    كه به دشمن خواهم از او التجا بردن
    جويبار لحظه ها جاري

    16 / 02 / 1392
  • نظرات
  • باشگاه مدرن دانلود باشگاه مدرن دانلود باشگاه مدرن دانلود باشگاه مدرن دانلود
    سایت رسمی عرضه کننده محصولات میلاد
    سایت رسمی عرضه کننده محصولات میلاد